derbeissen
گاز گرفتن، دندان زدن (به چیزی)
Bedeutungen
1
Akkusativ (مفعول مستقیم)
گاز گرفتن با شدت و خشونت؛ در معنای مجازی، به شدت انتقاد کردن یا نیش زدن با کلمات.
- Der wütende Hund biss den Angreifer in den Arm.سگ خشمگین مهاجم را از بازو گاز گرفت.
- Seine bissigen Kommentare beweisen, dass er die Entscheidung des Komitees nicht akzeptiert.اظهارات نیشدار او نشان میدهد که او تصمیم کمیته را نمیپذیرد.