derbremsen
(بایری) به موقع ترمز کردن، از چیزی جلوگیری کردن (مجازی)
Beispiele
- Fast hätt' i's net ''derbremst'', bei dem Reg'n!تقریباً نتوانستم جلوی آن را بگیرم (به موقع ترمز کنم)، در این باران!
Bedeutungen
1
N/A
این کلمه به صورت فعل مصدری در زبان آلمانی استاندارد وجود ندارد. ممکن است اشتباه تایپی باشد یا یک ترکیب غیرمعمول.
- Ein Verb 'derbremsen' existiert im Standarddeutschen nicht.فعل 'derbremsen' در آلمانی استاندارد وجود ندارد.
- Man kann 'bremsen' (ترمز کردن) sagen, aber nicht 'derbremsen'.میتوان 'bremsen' (ترمز کردن) گفت، اما 'derbremsen' نه.