dergeben
کفاف دادن، کافی بودن، پربرکت بودن (گویشی)
Bedeutungen
1
intransitiv / Akkusativ
کفاف دادن، مقدار کافی تولید کردن یا برکت داشتن (در گویشهای جنوبی آلمانی)
- Das Essen dergibt nicht für alle Gäste.این غذا برای همه مهمانان کفاف نمیدهد.
- Der Stoff dergibt noch ein schönes Kleid.این پارچه برای یک لباس زیبا کافی است.