dersäufen
غرق کردن، به هلاکت رساندن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas dersäufen)
کسی یا چیزی را در آب یا مایعات دیگر غرق کردن تا بمیرد یا از بین برود.
- Der Sturm drohte, die kleinen Boote zu dersäufen.طوفان تهدید میکرد که قایقهای کوچک را غرق کند.
- Man sagt, dass die Hexe die Kinder im Brunnen dersäuft hat.گفته میشود که جادوگر بچهها را در چاه غرق کرده است.
2
Akkusativ (jemanden dersäufen)
کسی را با مقدار زیادی مایعات (مانند الکل) مسموم کردن یا از بین بردن.
- Er hat sich mit zu viel Alkohol fast dersäuft.او تقریباً با نوشیدن بیش از حد الکل خودش را از بین برد.
- Die Geschichte handelt von einem Mann, der sich zu Tode trinkt und sich dabei fast dersäuft.این داستان درباره مردی است که تا حد مرگ مینوشد و در این راه تقریباً خودش را غرق میکند.