dersäufen

Aussprache: /dɛɐ̯ˈzɔɪ̯fn̩/
Worttrennung: der·säu·fen
فعل

غرق کردن، به هلاکت رساندن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas dersäufen)

کسی یا چیزی را در آب یا مایعات دیگر غرق کردن تا بمیرد یا از بین برود.

  • Der Sturm drohte, die kleinen Boote zu dersäufen.طوفان تهدید می‌کرد که قایق‌های کوچک را غرق کند.
  • Man sagt, dass die Hexe die Kinder im Brunnen dersäuft hat.گفته می‌شود که جادوگر بچه‌ها را در چاه غرق کرده است.
2 Akkusativ (jemanden dersäufen)

کسی را با مقدار زیادی مایعات (مانند الکل) مسموم کردن یا از بین بردن.

  • Er hat sich mit zu viel Alkohol fast dersäuft.او تقریباً با نوشیدن بیش از حد الکل خودش را از بین برد.
  • Die Geschichte handelt von einem Mann, der sich zu Tode trinkt und sich dabei fast dersäuft.این داستان درباره مردی است که تا حد مرگ می‌نوشد و در این راه تقریباً خودش را غرق می‌کند.