dersaufen

Aussprache: /dɛɐ̯ˈzaʊ̯fn̩/
Wortzerlegung: der·sau·fen
فعل

(گویش بایرنی) تا ته نوشیدن، نوشیدن و تمام کردن؛ (گویش بایرنی) غرق شدن

Beispiele

  • Das Bier war zu viel – wir konnten es nicht mehr ''dersaufen''.آبجو خیلی زیاد بود – نتوانستیم آن را تا ته بنوشیم.
  • Ist ja nicht zum ''Dersaufen''!که برای غرق شدن نیست!

Bedeutungen

1 sein (برای غرق شدن فیزیکی)، haben (برای غرق شدن مجازی)

به معنای غرق شدن در آب یا مایعات دیگر، به ویژه به شکلی ناگهانی و غیرقابل اجتناب. همچنین به صورت مجازی برای توصیف غرق شدن در مشکلات، بدهی‌ها یا احساسات.

  • Das Schiff sank schnell und die Besatzung drohte zu dersaufen.کشتی به سرعت غرق شد و خدمه در معرض غرق شدن بودند.
  • Er hat sich in seinen Schulden völlig dersoffen.او کاملاً در بدهی‌هایش غرق شده است.