designieren
نامزد کردن / تعیین کردن (برای مقام)
Beispiele
- Noch vor der Amtsübergabe wurde er zum Präsidenten ''designiert.حتی قبل از انتقال قدرت، او به عنوان رئیسجمهور تعیین شد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
منصوب کردن، تعیین کردن، نامزد کردن (برای یک مقام یا وظیفه).
- Er wurde als Nachfolger designiert.او به عنوان جانشین منصوب شد.
- Der Vorstand designierte einen neuen Vorsitzenden.هیئت مدیره یک رئیس جدید را تعیین کرد.