detailverliebt

Aussprache: /deˈtaɪ̯lfɛɐ̯ˌliːpt/
Worttrennung: de·tail·ver·liebt
صفت

علاقه‌مند به جزئیات، با وسواس جزئی

Bedeutungen

1

کسی که توجه زیادی به جزئیات دارد و اغلب در آن‌ها غرق می‌شود؛ ممکن است مثبت (دقیق) یا منفی (وسواسی) باشد.

  • Der Architekt war sehr detailverliebt und achtete auf jedes kleine Element.معمار بسیار علاقه‌مند به جزئیات بود و به هر عنصر کوچکی توجه می‌کرد.
  • Ihre detailverliebte Beschreibung erweckte die Szene zum Leben.توصیف دقیق او صحنه را زنده کرد.
  • Manchmal kann seine detailverliebte Art die Arbeit verlangsamen.گاهی اوقات شیوه جزئی‌نگر او می‌تواند کار را کند کند.