Konjugierte Form
به نظر رسیدن (شبهوجهی یا کهن)
معانی و تعاریف deuchten:
- (کهنه) به نظر رسیدن، گمان کردن، پنداشتن
جملات نمونه برای deuchten:
Es deucht mich, dass dies richtig ist. (veraltet für: Es scheint mir...)
به نظرم میرسد که این درست است.
Mir deucht, ich habe das schon einmal gehört.
به گمانم، من این را قبلاً شنیدهام.