umdeuten

Aussprache: /ˈʊmˌdɔɪ̯tn̩/
Worttrennung: um·deu·ten
فعل

تفسیر مجدد کردن، بازتعبیر کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas umdeuten)

چیزی (مانند یک رویداد، گفته یا رفتار) را به گونه‌ای متفاوت از معنای ظاهری یا اولیه آن تعبیر کردن یا معنای جدیدی به آن بخشیدن.

  • Er versuchte, die Kritik als konstruktiven Rat umzudeuten.او سعی کرد انتقاد را به عنوان یک توصیه سازنده تفسیر کند.
  • Die Regierung deutete die Wahlniederlage als Weckruf um.دولت شکست در انتخابات را به عنوان یک زنگ خطر تفسیر کرد.