فعل
ویران کردن، خراب کردن، نابود کردن
معانی و تعاریف devastieren:
- چیزی را به طور کامل تخریب یا ویران کردن، اغلب در مقیاس بزرگ.
جملات نمونه برای devastieren:
„Die patronisieren ganze Industrien, gründen und ruinieren abwechselnd Banken […] verlegen das Strombett des Euphrat, machen die Wüste Sahara urbar, ''devastieren'' an einem Vormittag ein Dutzend Valuten – – und stampfen doch alles aus dem Nichts.“
آنها صنایع کاملی را تحت حمایت خود دارند، بانکها را یکی پس از دیگری تأسیس و ورشکست میکنند، مسیر رود فرات را تغییر میدهند، صحرای بزرگ آفریقا را قابل کشت میکنند، در یک صبح دوازده ارز را ویران میکنند - و با این حال همه چیز را از هیچ میسازند.
Der Krieg hat ganze Landstriche devastiert.
جنگ مناطق وسیعی از کشور را ویران کرده است.
Ein schweres Erdbeben kann eine Stadt vollständig devastieren.
یک زلزله شدید میتواند شهری را به طور کامل نابود کند.