dezent Aussprache:/deˈt͡sɛnt/Wortzerlegung:de·zent صفت ملایم، نامحسوس، باوقار جملات نمونه برای dezent:Er war in ''dezentes'' Grau gekleidet.او لباس خاکستری ملایمی به تن داشت.Sie hielt sich ''dezent'' im Hintergrund.او به طور نامحسوس و محترمانهای در پسزمینه باقی ماند.