diabetisch
دیابتی، مربوط به بیماری دیابت
Bedeutungen
1
مربوط به بیماری دیابت، یا ناشی از آن.
- Er leidet an diabetischen Fußproblemen.او از مشکلات دیابتی پا رنج میبرد.
- Die Ärztin erklärte die Risiken einer diabetischen Neuropathie.پزشک خطرات نوروپاتی دیابتی را توضیح داد.
- Eine strenge Diät ist für diabetische Patienten oft notwendig.رژیم غذایی سخت اغلب برای بیماران دیابتی ضروری است.