hinzudichten
اضافه کردن (با شعر)، سرودن (چیزی اضافی)
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را به یک داستان، متن یا واقعیت موجود با تخیل، اختراع یا جعل اضافه کردن
- Der Autor hat einige Details zur Geschichte hinzugedichtet, um sie spannender zu machen.نویسنده جزئیاتی را به داستان اضافه کرده بود تا آن را هیجانانگیزتر کند.
- Man sollte keine Fakten hinzudichten, um eine Behauptung zu untermauern.نباید برای اثبات یک ادعا، واقعیتها را جعل کرد و به آن افزود.