zurechtdichten
سرهم کردن، ساختن (دروغ یا بهانه)
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas zurechtdichten)
حقایق، داستان یا بهانهای را تحریف کردن، تغییر دادن یا ساختن تا با هدف خاصی مطابقت داشته باشد.
- Er hat sich eine Ausrede zurechtdichten müssen.او مجبور شد یک بهانه سرهم کند.
- Die Politikerin dichtete die Ereignisse zurecht, um ihre Wähler zu beruhigen.آن سیاستمدار وقایع را طوری سرهم کرد تا رأیدهندگانش را آرام کند.