dichthalten
راز نگه داشتن، نشت نکردن
Bedeutungen
1
intransitiv
راز نگهداری کردن، اطلاعاتی را لو ندادن
- Du musst unbedingt dichthalten, sonst erfahren es alle.تو حتماً باید راز نگه داری، وگرنه همه باخبر میشوند.
- Er hat bis zum Schluss dichtgehalten.او تا آخرین لحظه رازداری کرد.
2
intransitiv
عایق و آببندی بودن، نشت نکردن مایعات یا گازها
- Das alte Rohr hält nicht mehr dicht.لوله قدیمی دیگر عایق نیست (آب نشت میدهد).
- Die Dichtung muss gut dichthalten.واشر باید خوب عایقبندی باشد.