Konjugierte Form
بستند/تعطیل کردند
معانی و تعاریف dichtmachten:
- یک کسب و کار، مغازه یا موسسه را به طور دائمی یا موقت تعطیل کردن، اغلب به دلیل مشکلات مالی، ورشکستگی یا تصمیمات مدیریتی.
جملات نمونه برای dichtmachten:
Aufgrund der anhaltenden Verluste musste die traditionsreiche Buchhandlung am Ende des Jahres dichtmachen.
به دلیل زیانهای مداوم، کتابفروشی سنتی مجبور شد در پایان سال تعطیل کند.
Die Regierung erwägt, die umweltschädliche Fabrik zu schließen, falls keine Maßnahmen zur Verbesserung ergriffen werden.
دولت در حال بررسی تعطیل کردن کارخانه آلاینده محیط زیست در صورت عدم اتخاذ اقدامات اصلاحی است.