dickflüssig
غلیظ، چسبناک، سفت (مایع)
Bedeutungen
1
به مایعاتی اطلاق میشود که غلظت بالایی دارند و به راحتی جریان نمییابند؛ چسبناک یا سفت.
- Die Soße war zu dickflüssig und musste mit Wasser verdünnt werden.سس خیلی غلیظ بود و لازم بود با آب رقیق شود.
- Honig ist eine dickflüssige Substanz.عسل مادهای غلیظ است.
- Das Öl ist bei kalten Temperaturen sehr dickflüssig.روغن در دماهای پایین بسیار غلیظ میشود.