dickflüssig

Aussprache: /ˈdɪkˌflʏsɪç/
Worttrennung: dick·flüs·sig
صفت

غلیظ، چسبناک، سفت (مایع)

Bedeutungen

1

به مایعاتی اطلاق می‌شود که غلظت بالایی دارند و به راحتی جریان نمی‌یابند؛ چسبناک یا سفت.

  • Die Soße war zu dickflüssig und musste mit Wasser verdünnt werden.سس خیلی غلیظ بود و لازم بود با آب رقیق شود.
  • Honig ist eine dickflüssige Substanz.عسل ماده‌ای غلیظ است.
  • Das Öl ist bei kalten Temperaturen sehr dickflüssig.روغن در دماهای پایین بسیار غلیظ می‌شود.