die Arschkarte zeigen

Aussprache: /diː ˈaʁʃˌkaʁtə ˈtsaɪ̯ɡn̩/
Worttrennung: die Arsch·kar·te ·zei·gen
اصطلاح

کسی را در مخمصه انداختن، دردسر درست کردن برای کسی

Bedeutungen

1

این اصطلاح عامیانه به معنای قرار دادن کسی در موقعیت بسیار دشوار، نامطلوب یا دردسرساز است، به طوری که او مجبور به تحمل عواقب ناخوشایند باشد. این اصطلاح اغلب در بازی‌های کارتی برای توصیف کسی که بدترین کارت را می‌کشد، استفاده می‌شود.

  • Er hat dem Chef die Wahrheit gesagt und damit die Arschkarte gezogen.او حقیقت را به رئیس گفت و با این کار خودش را در مخمصه انداخت.
  • Wenn du diese Aufgabe nicht bis morgen erledigst, wirst du die Arschkarte ziehen.اگر این کار را تا فردا تمام نکنی، دردسر بزرگی برایت درست خواهد شد.
  • Der Kollege hat den Fehler gemacht und ich musste die Arschkarte ziehen, weil ich sein Vorgesetzter bin.همکار اشتباه را مرتکب شد و من مجبور شدم عواقب ناخوشایند را تحمل کنم چون رئیس او بودم.