die Arschkarte ziehen

Aussprache: /diː ˈaʁʃˌkaʁtə ˌt͡siːən/
Worttrennung: die Arsch·kar·te ·zie·hen
اصطلاح

بدآوردن، توی دردسر افتادن، قرعه بد به نام کسی افتادن

Bedeutungen

1

به معنای بدشانسی آوردن، در موقعیت نامطلوب یا دشواری قرار گرفتن، یا مسئولیت یا پیامد منفی چیزی را به عهده گرفتن است.

  • Er hat die Arschkarte gezogen, weil er zu spät zur Prüfung kam.او بدشانسی آورد چون دیر به امتحان رسید.
  • Wenn das Projekt scheitert, werden wir alle die Arschkarte ziehen.اگر پروژه شکست بخورد، همه ما در دردسر خواهیم افتاد.
  • Sie hat die Arschkarte gezogen und muss jetzt die ganze Arbeit alleine machen.قرعه بد به نام او افتاد و اکنون باید تمام کار را به تنهایی انجام دهد.