die Beine breitmachen

Aussprache: /diː ˈbaɪ̯nə ˈbʁaɪ̯tˌmaxn̩/
Worttrennung: die ·Bei·ne ·breit·ma·chen
اصطلاح

دهان باز کردن (برای رابطه جنسی)، اجازه رابطه جنسی دادن، پاها را باز کردن

Bedeutungen

1

عبارتی عامیانه و رکیک برای اشاره به رابطه جنسی یا آماده شدن برای آن، اغلب با مفهوم تسلیم شدن یا اجازه دادن.

  • Er hat versucht, sie zu überreden, die Beine breit zu machen.او سعی کرد او را متقاعد کند که رابطه جنسی داشته باشد.
  • Sie war nicht bereit, einfach die Beine breit zu machen.او آماده نبود که به سادگی تسلیم شود و رابطه جنسی داشته باشد.
  • Diese Aussage ist sehr vulgär und bedeutet, dass jemand bereit ist, Sex zu haben.این عبارت بسیار مبتذل است و به معنای آمادگی فرد برای برقراری رابطه جنسی است.