die Fäden ziehen

Aussprache: /diː ˈfɛːdn̩ ˈt͡siːən/
Worttrennung: die ·Fä·den ·zie·hen
اصطلاح

نخ‌ها را کشیدن (پشت پرده تصمیم گرفتن یا کشیدن بخیه)

Bedeutungen

1

کنترل و هدایت پنهانی یک موقعیت، رویداد یا گروهی از افراد؛ تصمیم‌گیری در پشت پرده و بدون حضور مستقیم.

  • Obwohl er nicht im Rampenlicht steht, ist er es, der im Hintergrund die Fäden zieht.اگرچه او در کانون توجه نیست، اما کسی است که در پس‌زمینه نخ‌ها را می‌کشد (تصمیم می‌گیرد).
  • Die Politikerin wurde beschuldigt, die Fäden hinter der Fassade der demokratischen Prozesse zu ziehen.آن سیاستمدار متهم شد که پشت ظاهر فرآیندهای دموکراتیک، کنترل را در دست دارد.
  • Es ist klar, dass er derjenige ist, der bei dieser Firma die Fäden zieht.واضح است که او کسی است که در این شرکت تصمیم‌گیرنده اصلی است.
2

در زمینه پزشکی، به معنای کشیدن بخیه‌ها.

  • Der Arzt muss die Fäden nach einer Woche ziehen.پزشک باید بخیه‌ها را بعد از یک هفته بکشد.
  • Bitte kommen Sie am Freitag wieder, damit ich Ihnen die Fäden ziehen kann.لطفاً جمعه دوباره مراجعه کنید تا بتوانم بخیه‌های شما را بکشم.
  • Das Ziehen der Fäden war schmerzfrei.کشیدن بخیه‌ها بدون درد بود.