die Faxen dicke haben

Aussprache: /diː ˈfaksn̩ ˈdɪkə ˈhaːbn̩/
Worttrennung: die Fa·xen ·di·cke ha·ben
اصطلاح

کاسه صبر کسی لبریز شدن

Bedeutungen

1

این اصطلاح عامیانه به معنای رسیدن به نهایت صبر و تحمل، خسته شدن از یک وضعیت یا رفتار خاص و تصمیم به پایان دادن به آن است. فرد دیگر تحمل ادامه دادن ندارد.

  • Nachdem er schon wieder zu spät kam, hatte ich die Faxen dicke und ging nach Hause.بعد از اینکه او دوباره دیر کرد، کاسه صبرم لبریز شد و به خانه رفتم.
  • Sie hat die Faxen dicke von ihrem Chef und sucht sich jetzt einen neuen Job.او از رئیسش به ستوه آمده و اکنون به دنبال شغل جدیدی است.
  • Wir haben die Faxen dicke von diesem ständigen Streit.ما از این دعوای مداوم خسته شده‌ایم.