die Felle wegschwimmen sehen

Aussprache: /diː ˈfɛlə ˈvɛkˌʃvɪmən ˈzeːən/
Worttrennung: die ·Fel·le ·weg·schwim·men ·se·hen
اصطلاح

امیدها را بر باد رفته دیدن، شاهد از دست رفتن فرصت‌ها بودن

Bedeutungen

1

مشابه ، به معنای درک کردن از دست رفتن فرصت‌ها و امیدها؛ ناامید شدن از دستیابی به چیزی.

  • Wenn wir jetzt nicht handeln, werden wir die Felle wegschwimmen sehen.اگر الان اقدام نکنیم، شاهد از دست رفتن فرصت‌ها خواهیم بود.
  • Er hat zu lange gewartet und sieht nun, wie ihm die Felle wegschwimmen.او خیلی دیر کرده است و اکنون می‌بیند که فرصت‌ها از دستش می‌روند.
  • Die Mannschaft sah ihre Felle wegschwimmen, als der Gegner das dritte Tor schoss.تیم وقتی گل سوم را دریافت کرد، احساس کرد که شانس پیروزی را از دست داده است.