die Finger im Spiel haben

Aussprache: /diː ˈfɪŋɐ ɪm ˈʃpiːl ˈhaːbn̩/
Worttrennung: die ·Fin·ger im ·Spiel ha·ben
اصطلاح

در کاری دخالت داشتن، دست داشتن در چیزی

Bedeutungen

1

به معنای دخالت داشتن یا دست داشتن در یک کار، به خصوص اگر آن کار مخفیانه، مشکوک یا نادرست باشد.

  • Die Polizei vermutet, dass er seine Finger im Spiel bei diesem Betrug hatte.پلیس گمان می‌کند که او در این کلاهبرداری دست داشته است.
  • Ich glaube, dass sie ihre Finger im Spiel hat, denn sie weiß mehr, als sie zugibt.من معتقدم که او در این کار دخالت دارد، زیرا او بیشتر از آنچه اعتراف می‌کند، می‌داند.
  • Niemand weiß genau, wer hinter der Organisation steckt, aber viele haben ihre Finger im Spiel.هیچ‌کس دقیقاً نمی‌داند چه کسی پشت این سازمان است، اما بسیاری در آن دخالت دارند.