die Finger von etwas lassen

Aussprache: /diː ˈfɪŋɐ fɔn ˈɛtvas ˈlasn̩/
Worttrennung: die ·Fin·ger von et·was las·sen
اصطلاح

از چیزی دست نزدن، خود را کنار کشیدن

Bedeutungen

1

به معنای خودداری کردن از دخالت، دست زدن یا درگیر شدن در یک موضوع یا موقعیت خاص است. اغلب به عنوان یک هشدار یا توصیه برای دوری از دردسر به کار می‌رود.

  • Lass die Finger von dieser Sache, das ist zu gefährlich.از این کار دست بکش، خیلی خطرناک است.
  • Er sollte die Finger von illegalen Geschäften lassen.او باید از معاملات غیرقانونی دوری کند.
  • Ich rate dir, die Finger von diesem Streit zu lassen.به تو توصیه می‌کنم خود را از این دعوا کنار بکشی.