die Kiemen nicht auseinanderkriegen
دهان را باز نکردن، لال شدن، حرفی نزدن
Bedeutungen
1
به معنای ناتوانی یا عدم تمایل به صحبت کردن، سکوت کردن یا لال شدن است، به خصوص در موقعیتهایی که انتظار میرود فرد صحبت کند یا اعتراف کند.
- Trotz aller Fragen hat er die Kiemen nicht auseinandergekriegt und nichts gesagt.با وجود تمام سؤالات، او لب باز نکرد و چیزی نگفت.
- Die Polizei versuchte, den Verdächtigen zum Reden zu bringen, aber er bekam die Kiemen nicht auseinander.پلیس تلاش کرد تا مظنون را به صحبت وادار کند، اما او حرفی نزد.
- Sie war so schockiert, dass sie die Kiemen nicht auseinanderkriegte und nur stumm dasaß.او آنقدر شوکه بود که دهانش باز نمیشد و فقط ساکت نشسته بود.