die Klappe aufreißen

Aussprache: /diː ˈklapə ˈaʊ̯fˌʁaɪ̯sn̩/
Worttrennung: die ·Klap·pe auf·rei·ßen
اصطلاح

دهان باز کردن، پرحرفی کردن، لاف زدن

Bedeutungen

1

شروع به صحبت کردن، به خصوص به صورت پرحرفانه، بی‌ملاحظه یا لاف‌زنانه. گاهی به معنای شروع به انتقاد یا شکایت کردن نیز به کار می‌رود.

  • Hör auf, die Klappe aufzureißen und sag endlich, was los ist!بس کن اینقدر پرحرفی نکن و بالاخره بگو چه خبر است!
  • Er reißt gerne die Klappe auf, aber wenn es ernst wird, zieht er sich zurück.او دوست دارد لاف بزند، اما وقتی کار جدی می‌شود، عقب می‌کشد.
  • Sie riss die Klappe auf und beschwerte sich lautstark über den Service.او دهان باز کرد و با صدای بلند از خدمات شکایت کرد.