die Kleinen hängt man, die Großen lässt man laufen
کوچکها را میگیرند و بزرگها را رها میکنند
Bedeutungen
1
این ضربالمثل به بیعدالتی در اجرای قانون یا مجازات اشاره دارد؛ به این معنی که افراد ضعیف، بیکس یا گناهکاران کوچک به راحتی مجازات میشوند، در حالی که افراد قدرتمند، ثروتمند یا گناهکاران بزرگ از مجازات میگریزند یا با آنها برخورد ملایمتری صورت میگیرد.
- Der kleine Dieb wurde sofort verhaftet, aber der Manager, der Millionen veruntreut hat, kommt davon. So ist das eben: die Kleinen hängt man, die Großen lässt man laufen.دزد خردهپا فوراً دستگیر شد، اما مدیری که میلیونها را اختلاس کرده بود، جان سالم به در برد. اوضاع همین است: کوچکها را میگیرند و بزرگها را رها میکنند.
- Wenn ein Schüler schummelt, bekommt er sofort eine Fünf. Aber wenn ein Politiker lügt, passiert meistens nichts. Die Kleinen hängt man, die Großen lässt man laufen.وقتی دانشآموزی تقلب میکند، فوراً نمره مردود میگیرد. اما وقتی یک سیاستمدار دروغ میگوید، معمولاً اتفاقی نمیافتد. کوچکها را میگیرند و بزرگها را رها میکنند.
- Man sieht es immer wieder in den Nachrichten: die Kleinen hängt man, die Großen lässt man laufen. Das ist eine traurige Wahrheit über unsere Gesellschaft.این را بارها در اخبار میبینیم: کوچکها را میگیرند و بزرگها را رها میکنند. این حقیقتی غمانگیز درباره جامعه ماست.