die Kurve kratzen
جیم شدن، در رفتن، از مخمصه به سلامت جستن
Bedeutungen
1
فرار کردن از یک موقعیت خطرناک یا ناخوشایند، یا به موقع و به سلامت از جایی دور شدن قبل از اینکه مشکلی پیش بیاید.
- Als die Polizei kam, haben wir schnell die Kurve gekratzt.وقتی پلیس آمد، ما سریع جیم شدیم.
- Er hat es gerade noch geschafft, die Kurve zu kratzen, bevor die Tür verschlossen wurde.او درست قبل از بسته شدن در، موفق شد به موقع فرار کند.
- Nach dem Streit hat sie schnell die Kurve gekratzt, um eine weitere Konfrontation zu vermeiden.بعد از دعوا، او سریع در رفت تا از رویارویی بیشتر جلوگیری کند.