die Kurve kratzen

Aussprache: /diː ˈkʊʁvə ˈkʁatsn̩/
Worttrennung: die ·Kur·ve ·krat·zen
اصطلاح

جیم شدن، در رفتن، از مخمصه به سلامت جستن

Bedeutungen

1

فرار کردن از یک موقعیت خطرناک یا ناخوشایند، یا به موقع و به سلامت از جایی دور شدن قبل از اینکه مشکلی پیش بیاید.

  • Als die Polizei kam, haben wir schnell die Kurve gekratzt.وقتی پلیس آمد، ما سریع جیم شدیم.
  • Er hat es gerade noch geschafft, die Kurve zu kratzen, bevor die Tür verschlossen wurde.او درست قبل از بسته شدن در، موفق شد به موقع فرار کند.
  • Nach dem Streit hat sie schnell die Kurve gekratzt, um eine weitere Konfrontation zu vermeiden.بعد از دعوا، او سریع در رفت تا از رویارویی بیشتر جلوگیری کند.