die Oberhand gewinnen
برتری یافتن، دست بالا را پیدا کردن، مسلط شدن
Bedeutungen
1
در یک رقابت، بحث یا موقعیت دشوار، کنترل را به دست گرفتن، بر حریف غلبه کردن یا موقعیت برتر را کسب کردن.
- Nach einem langen Kampf hat die Vernunft endlich die Oberhand gewonnen.پس از یک مبارزه طولانی، سرانجام عقل برتری یافت.
- Im Streit um das Erbe gewann die ältere Schwester die Oberhand.در دعوا بر سر ارث، خواهر بزرگتر دست بالا را پیدا کرد.
- Die gegnerische Mannschaft hat in der zweiten Halbzeit die Oberhand gewonnen.تیم حریف در نیمه دوم مسلط شد.