die Platte putzen
جاخالی دادن، غیب شدن، فرار کردن
Bedeutungen
1
به طور ناگهانی و بدون اطلاع قبلی ناپدید شدن، فرار کردن یا محل را ترک کردن؛ غیب شدن.
- Als die Polizei kam, hat der Verdächtige schnell die Platte geputzt.وقتی پلیس آمد، مظنون به سرعت غیب شد.
- Wir wollten ihn zur Rede stellen, aber er war schon weg, er hatte die Platte geputzt.ما میخواستیم از او توضیح بخواهیم، اما او رفته بود، جاخالی داده بود.
- Nach dem Streit hat sie die Platte geputzt und ist nie wieder aufgetaucht.پس از دعوا، او غیب شد و دیگر هرگز ظاهر نشد.