die Sau rauslassen
حسابی خوش گذراندن، ولخرجی کردن، بیبند و باری کردن
Bedeutungen
1
این اصطلاح به معنای رها کردن خود، بیقید و بند رفتار کردن، و حسابی خوش گذراندن است. اغلب با مفهوم جشن گرفتن، مهمانی گرفتن، یا دور ریختن محدودیتها و نگرانیها همراه است. میتواند جنبه مثبت (جشن) یا منفی (بیبند و باری) داشته باشد.
- Nach der bestandenen Prüfung ließen die Studenten endlich die Sau raus.پس از قبولی در امتحان، دانشجویان بالاخره حسابی خوش گذراندند.
- Am Wochenende wollen wir mal richtig die Sau rauslassen und feiern.آخر هفته میخواهیم واقعاً حسابی خوش بگذرانیم و جشن بگیریم.
- Er hat im Urlaub die Sau rausgelassen und viel Geld ausgegeben.او در تعطیلات حسابی ولخرجی کرد و پول زیادی خرج کرد.