die Sau rauslassen

Aussprache: /diː zaʊ̯ ˈraʊ̯slasn̩/
Worttrennung: die Sau raus·las·sen
اصطلاح

حسابی خوش گذراندن، ولخرجی کردن، بی‌بند و باری کردن

Bedeutungen

1

این اصطلاح به معنای رها کردن خود، بی‌قید و بند رفتار کردن، و حسابی خوش گذراندن است. اغلب با مفهوم جشن گرفتن، مهمانی گرفتن، یا دور ریختن محدودیت‌ها و نگرانی‌ها همراه است. می‌تواند جنبه مثبت (جشن) یا منفی (بی‌بند و باری) داشته باشد.

  • Nach der bestandenen Prüfung ließen die Studenten endlich die Sau raus.پس از قبولی در امتحان، دانشجویان بالاخره حسابی خوش گذراندند.
  • Am Wochenende wollen wir mal richtig die Sau rauslassen und feiern.آخر هفته می‌خواهیم واقعاً حسابی خوش بگذرانیم و جشن بگیریم.
  • Er hat im Urlaub die Sau rausgelassen und viel Geld ausgegeben.او در تعطیلات حسابی ولخرجی کرد و پول زیادی خرج کرد.