die Schafe von den Böcken scheiden
جدا کردن سره از ناسره، جدا کردن خوب از بد
Bedeutungen
1
تمایز قائل شدن بین افراد یا چیزهای خوب و بد، مفید و مضر، یا درست و نادرست؛ تشخیص دادن افراد صادق از متقلب.
- Bei der Auswahl der Mitarbeiter ist es wichtig, die Schafe von den Böcken zu scheiden.در انتخاب کارکنان، مهم است که سره از ناسره را جدا کنیم.
- Der Lehrer muss die Schafe von den Böcken scheiden, um die Leistung seiner Schüler richtig zu beurteilen.معلم باید خوب را از بد جدا کند تا بتواند عملکرد شاگردانش را به درستی ارزیابی کند.
- In dieser schwierigen Situation müssen wir die Schafe von den Böcken scheiden und die richtigen Entscheidungen treffen.در این موقعیت دشوار، ما باید خوب را از بد تشخیص دهیم و تصمیمات درستی بگیریم.