die Seele baumeln lassen

Aussprache: /diː ˈzeːlə ˈbaʊ̯məl̩n ˈlasən/
Worttrennung: die ·See·le ·bau·meln las·sen
اصطلاح

استراحت کردن، ریلکس کردن، به آرامش رسیدن

Bedeutungen

1

به معنای استراحت کردن، رها کردن خود از استرس‌ها و نگرانی‌ها و لذت بردن از آرامش و آسایش است، معمولاً در تعطیلات یا اوقات فراغت.

  • Im Urlaub möchte ich einfach nur die Seele baumeln lassen.در تعطیلات می‌خواهم فقط استراحت کنم و آرام باشم.
  • Nach einer anstrengenden Woche lasse ich am Wochenende gerne die Seele baumeln.پس از یک هفته پرکار، من دوست دارم آخر هفته‌ها آرامش پیدا کنم.
  • Ein Spaziergang im Wald hilft mir, die Seele baumeln zu lassen.قدم زدن در جنگل به من کمک می‌کند تا از استرس رها شوم.