die Spreu vom Weizen trennen

Aussprache: /diː ˈʃprɔɪ̯ fɔm ˈvaɪ̯t͡sn̩ ˈtrɛnən/
Worttrennung: die Spreu vom Wei·zen tren·nen
اصطلاح

کاه را از گندم جدا کردن (خوب را از بد جدا کردن)

Bedeutungen

1

این اصطلاح به معنای تمایز قائل شدن بین چیزهای خوب و بد، مفید و بی‌فایده، یا درست و نادرست است. این عمل شامل جدا کردن عناصر نامطلوب از عناصر مطلوب است.

  • Bei der Auswahl der besten Mitarbeiter ist es wichtig, die Spreu vom Weizen zu trennen.در انتخاب بهترین کارکنان، جدا کردن افراد نامناسب از افراد شایسته اهمیت دارد.
  • In diesem großen Informationsfluss müssen wir lernen, die Spreu vom Weizen zu trennen.در این جریان عظیم اطلاعات، باید یاد بگیریم که اطلاعات مفید را از اطلاعات بی‌فایده جدا کنیم.
  • Der erfahrene Lehrer konnte die Spreu vom Weizen trennen und die wahren Talente erkennen.معلم باتجربه توانست افراد مستعد واقعی را از دیگران تشخیص دهد.