die Würfel sind gefallen
کار از کار گذشته است، دیگر راه بازگشتی نیست.
Bedeutungen
1
این ضربالمثل به این معنی است که تصمیمی گرفته شده یا رویدادی رخ داده است که دیگر قابل تغییر نیست و باید با پیامدهای آن روبرو شد. معمولاً در موقعیتهایی به کار میرود که یک نقطه عطف مهم رخ داده و وضعیت به حالت اولیه بازنمیگردد.
- Nachdem der Trainer die Aufstellung für das Spiel bekannt gegeben hat, sind die Würfel gefallen und wir müssen jetzt mit dieser Mannschaft spielen.پس از اینکه مربی ترکیب تیم برای بازی را اعلام کرد، دیگر کار از کار گذشت و ما اکنون باید با این تیم بازی کنیم.
- Sie hat sich entschieden auszuwandern. Die Würfel sind gefallen, und sie wird Deutschland verlassen.او تصمیم گرفته است که مهاجرت کند. دیگر راه بازگشتی نیست و او آلمان را ترک خواهد کرد.
- Der Vorstand hat zugestimmt, das Projekt zu stoppen. Die Würfel sind gefallen, und wir müssen uns nach neuen Aufträgen umsehen.هیئت مدیره با توقف پروژه موافقت کرده است. کار از کار گذشته است و ما باید به دنبال قراردادهای جدید باشیم.