die Zeit totschlagen
وقتگذرانی کردن، وقت تلف کردن
Bedeutungen
1
به معنای پر کردن زمان انتظار یا زمانی که کاری برای انجام دادن وجود ندارد، با فعالیتهای بیاهمیت یا سرگرمکننده است. اغلب اوقات این فعالیتها ارزش زیادی ندارند و صرفاً برای گذراندن وقت انجام میشوند.
- Wir hatten noch eine Stunde Zeit, bis der Zug abfuhr, also haben wir die Zeit mit Lesen totgeschlagen.یک ساعت وقت داشتیم تا قطار حرکت کند، بنابراین زمان را با کتاب خواندن تلف کردیم.
- Was machst du, um die Zeit totzuschlagen, wenn du auf den Bus wartest?وقتی منتظر اتوبوس هستی، چکار میکنی که وقتت بگذرد؟
- Er spielt Videospiele, um die Zeit totzuschlagen, bis er zur Arbeit muss.او بازیهای ویدیویی انجام میدهد تا زمانی که مجبور شود سر کار برود، وقتش را بگذراند.