فعل
کفپوش کردن (با تختههای چوبی)
معانی و تعاریف dielen:
- کف اتاق یا فضایی را با تختههای چوبی پوشاندن، تختهکوبی کردن
جملات نمونه برای dielen:
„Ehe ich jedoch den Boden ''dielte,'' legte ich an einer Seite den Grund zu einem Kamin.“
قبل از اینکه کف را کفپوش کنم، از یک طرف شالوده ای برای شومینه بنا کردم.
Wir wollen das Wohnzimmer neu dielen.
ما میخواهیم اتاق نشیمن را دوباره تختهکوبی کنیم.
Der Handwerker dielt den Boden im Flur.
صنعتگر کف راهرو را تختهکوبی میکند.