dielen
کفپوش کردن (با تختههای چوبی)
Beispiele
- Ehe ich jedoch den Boden ''dielte,'' legte ich an einer Seite den Grund zu einem Kamin.قبل از اینکه کف را کفپوش کنم، از یک طرف شالوده ای برای شومینه بنا کردم.
Bedeutungen
1
Akkusativ
کف اتاق یا فضایی را با تختههای چوبی پوشاندن، تختهکوبی کردن
- Wir wollen das Wohnzimmer neu dielen.ما میخواهیم اتاق نشیمن را دوباره تختهکوبی کنیم.
- Der Handwerker dielt den Boden im Flur.صنعتگر کف راهرو را تختهکوبی میکند.