empordienen
با تلاش و پشتکار به مقام بالاتری رسیدن، ترقی کردن
Bedeutungen
1
sich (Dativ)
با خدمتگزاری بیش از حد، چاپلوسی یا اطاعت، خود را در یک موقعیت اجتماعی یا شغلی بالا کشیدن.
- Er diente sich durch Schmeicheleien beim König empor.او با چاپلوسی نزد پادشاه خود را بالا کشید.
- Sie diente sich dem neuen Manager empor, um eine Beförderung zu erhalten.او خود را به مدیر جدید نزدیک کرد تا ترفیع بگیرد.