dienstfähig
قادر به انجام وظیفه، آماده به خدمت
Bedeutungen
1
قادر به انجام وظایف شغلی یا خدمت نظامی؛ سالم و آماده برای انجام مسئولیتها.
- Nach seiner Genesung wurde er wieder als dienstfähig eingestuft.پس از بهبودی، او دوباره به عنوان آماده به خدمت طبقهبندی شد.
- Alle Soldaten müssen regelmäßig auf ihre Dienstfähigkeit überprüft werden.همه سربازان باید به طور منظم از نظر آمادگی برای خدمت بررسی شوند.
- Sie ist körperlich und geistig voll dienstfähig.او از نظر جسمی و ذهنی کاملاً قادر به انجام وظیفه است.