dieselbe Sprache sprechen
همزبان بودن (مجازی)، همعقیده بودن، یکدیگر را خوب فهمیدن
Bedeutungen
1
داشتن درک متقابل، عقاید مشترک یا دیدگاههای مشابه؛ به راحتی یکدیگر را فهمیدن، حتی اگر به معنای واقعی کلمه همزبان نباشند.
- Wir verstehen uns gut, weil wir oft dieselbe Sprache sprechen.ما خوب همدیگر را میفهمیم، چون اغلب همعقیده هستیم.
- Die beiden Geschäftspartner sprachen dieselbe Sprache und trafen schnell eine Einigung.آن دو شریک تجاری یکدیگر را خوب میفهمیدند و به سرعت به توافق رسیدند.
- Obwohl sie aus verschiedenen Ländern kommen, sprechen sie in Bezug auf Kunst dieselbe Sprache.اگرچه آنها از کشورهای مختلفی هستند، اما در مورد هنر همعقیده هستند.