diesig
مهآلود، غبارآلود (کاهش دید به خاطر رطوبت یا آلودگی)
Beispiele
- So ''diesig'' ist es, daß die Sonne kaum einen Schatten werfen kann.هوا چنان غبارآلود است که خورشید به سختی میتواند سایهای ایجاد کند.
مهآلود، غبارآلود (کاهش دید به خاطر رطوبت یا آلودگی)