فعل
نفوذ کردن، پخش شدن، منتشر شدن، نشت کردن
معانی و تعاریف diffundieren:
- پخش شدن، منتشر شدن (در فیزیک و شیمی)
جملات نمونه برای diffundieren:
Ein Stoff ''diffundiert'' in einem Lösungsmittel in einen anderen.
یک ماده در یک حلال به مادهای دیگر نفوذ میکند.
Da Kohlenmonoxid auch durch Wände ''diffundieren'' kann ist ein Kohlenmonoxid Melder eigentlich die einzige, echte Warnmöglichkeit.
از آنجایی که مونوکسید کربن میتواند از دیوارها نیز نفوذ کند، یک آشکارساز مونوکسید کربن در واقع تنها راه هشدار واقعی است.
Gase diffundieren schnell ineinander.
گازها به سرعت در یکدیگر پخش میشوند.