dimensionierten
ابعاد داده شده، اندازه شده
Bedeutungen
1
Akkusativ
تعیین کردن ابعاد، اندازه، یا مقیاس دقیق یک شیء، ساختار، یا سیستم بر اساس نیازها یا مشخصات فنی.
- Die Ingenieure dimensionierten die Brücke sorgfältig, um den erwarteten Belastungen standzuhalten.مهندسان ابعاد پل را با دقت تعیین کردند تا در برابر بارهای مورد انتظار مقاومت کند.
- Bei der Planung des neuen Rechenzentrums musste die zukünftige Kapazität sorgfältig dimensioniert werden.در برنامهریزی مرکز داده جدید، ظرفیت آینده باید با دقت اندازهگیری میشد.