diplomatisch
دیپلماتیک، سیاستی، سنجیده و محتاطانه
Bedeutungen
1
با دقت و احتیاط در گفتار و رفتار، به ویژه در موقعیتهای حساس یا هنگام برخورد با افراد مختلف؛ به منظور جلوگیری از تعارض یا ناراحتی.
- Er fand eine diplomatische Lösung für das Problem.او راه حلی دیپلماتیک برای مشکل پیدا کرد.
- Ihre Antwort war sehr diplomatisch und vermied eine direkte Konfrontation.پاسخ او بسیار سنجیده بود و از رویارویی مستقیم اجتناب کرد.
- Der Politiker musste diplomatisch auftreten, um beide Seiten zufriedenzustellen.آن سیاستمدار مجبور بود با احتیاط رفتار کند تا هر دو طرف را راضی نگه دارد.