die direkte Demokratie

Aussprache: /diˈʁɛktə demoˈkʁaˈtiː/
Worttrennung: di·rek·te ·De·mo·kra·tie
اسم

دموکراسی مستقیم

Bedeutungen

1

شکلی از حکومت که در آن شهروندان مستقیماً در تصمیم‌گیری‌های سیاسی و قانون‌گذاری شرکت می‌کنند، نه از طریق نمایندگان منتخب.

  • In der Schweiz gibt es viele Elemente der direkten Demokratie.در سوئیس عناصر زیادی از دموکراسی مستقیم وجود دارد.
  • Die Bürger stimmten in einem Referendum über die neue Verfassung ab, ein Beispiel für direkte Demokratie.شهروندان در یک همه‌پرسی به قانون اساسی جدید رأی دادند، که نمونه‌ای از دموکراسی مستقیم است.
  • Befürworter der direkten Demokratie argumentieren, dass sie die Bürgerbeteiligung erhöht.طرفداران دموکراسی مستقیم استدلال می‌کنند که این امر مشارکت شهروندان را افزایش می‌دهد.