herumdirigieren
دستور دادن، هدایت کردن (به شکلی آمرانه)
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas herumdirigieren)
کسی یا چیزی را به طور مداوم از جایی به جای دیگر هدایت کردن یا به او دستور دادن، اغلب به صورت آمرانه، بیملاحظه یا برای کارهای بیاهمیت.
- Er dirigiert seine Angestellten ständig herum, obwohl er nicht ihr Vorgesetzter ist.او دائماً کارمندانش را این طرف و آن طرف هدایت میکند، با اینکه رئیس آنها نیست.
- Lass dich nicht von ihr herumdirigieren, sei selbstbewusst!اجازه نده او تو را این طرف و آن طرف هدایت کند، با اعتماد به نفس باش!