herumdirigieren

Aussprache: /hɛˈʁʊmdiʁiˌɡiːʁən/
Worttrennung: her·um·di·ri·gie·ren
فعل

دستور دادن، هدایت کردن (به شکلی آمرانه)

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas herumdirigieren)

کسی یا چیزی را به طور مداوم از جایی به جای دیگر هدایت کردن یا به او دستور دادن، اغلب به صورت آمرانه، بی‌ملاحظه یا برای کارهای بی‌اهمیت.

  • Er dirigiert seine Angestellten ständig herum, obwohl er nicht ihr Vorgesetzter ist.او دائماً کارمندانش را این طرف و آن طرف هدایت می‌کند، با اینکه رئیس آنها نیست.
  • Lass dich nicht von ihr herumdirigieren, sei selbstbewusst!اجازه نده او تو را این طرف و آن طرف هدایت کند، با اعتماد به نفس باش!