فعل
جدا کردن، تفکیک کردن، (در صورت تساوی آرا) تصمیمگیری کردن
معانی و تعاریف dirimieren:
- یک جلسه، حکم یا روند را به تعویق انداختن یا لغو کردن (کاربرد رسمی و حقوقی).
جملات نمونه برای dirimieren:
„Die Vermittlung besteht darin, daß der Komplex sich »in sich ''dirimiert''«, also in sich trennt.“
«میانجیگری در این است که مجموعه «در خود تفکیک میشود»، یعنی در خود جدا میشود.»
Die Verhandlung wurde wegen neuer Beweise dirimiert.
جلسه دادرسی به دلیل مدارک جدید به تعویق افتاد.
Der Richter kann die Sitzung bei Bedarf dirimieren.
قاضی میتواند در صورت لزوم جلسه را به حال تعلیق درآورد.